هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
437
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
ميان مردم جايى نداريد . طلحة در پاسخش گفت : چيزى كه مانع از اين كار مىشود بيعت همهء مردم با على است ما چگونه با آن از در مخالفت درآييم . و زبير گفت : اين نيز مانعى بر سر راه ماست كه ما از يارى عثمان خوددارى كرديم و در برابر بيعت با على بن ابى طالب ، سكوت اختيار كرديم . الوليد به او گفت : اگر آن وقت كار ناشايستى كرديد اينك كار درستى مىكنيد و اگر به خطا رفته بوديد امروز راه صواب پيش گرفتهايد و شما امروزتان بهتر از ديروزتان است . و مروان گفت : من هواى شام در سر دارم و شما هواى بصره و من با شما هستم حتى اگر همگى هلاك شويم . راويان مىافزايند وقتى همگى نسبت به رفتن مصمم گشتند سعى كردند عبد اللّه بن - عمر را نيز به همراهى خود برند و موضوع را با وى در ميان گذاشتند و به او گفتند : اى ابو عبد الرحمن ؛ حال كه مطمئنيم كه عايشه تنها براى اصلاح ميان مردم بدين اقدام روى آورده تو نيز همراه ما شو و به او اقتدا كن و اگر مردم با ما بيعت كردند تو از همه سزاوارترى . به آنها گفت آيا مىخواهيد مرا از خانهام بيرون كنيد و به ميان چنگالهاى على بن ابى طالب اندازيد . راويان افزودهاند كه آن دو در تلاش ديگرى سعى كردند او را به همراهى با خود متقاعد سازند ؛ طلحة به او گفت : اى ابو عبد الرحمن به خدا كه چه بسا اين كار ما بر حق باشد و فردا كه آيد به حق مورد قضاوت قرار خواهيم گرفت على ( ع ) بيعت با خود را جارى مىداند و معاويه نمىخواهد با او بيعت كند و ما مىخواهيم اين كار را به شورى بگذاريم حال اگر تو با ما و عايشه باشى كارها رو به راه مىشود و گرنه هلاكت در پيش است . او در پاسخشان گفت : اگر اين سخنان درست باشد من چيزى را از دست مىدهم و اگر بر باطل باشد از شرى رهايى يافتهام و بدانيد كه عايشه بهتر است به جاى هودج ( سوار بر اشتر ) ، در خانهاش بماند و شما نيز به جاى بصره ، در مدينه بمانيد و خوارى براى شما از شمشير بهتر است و كسى جز آنكه برتر از على باشد با او به ستيز نمىرود و در مورد شورى ، به خدا كه مسأله شورايى بود ولى شما به هر درى زديد و تنها كسانى كه در آن نظر دادند مىتوانند آن را ناديده بگيرند حال مرا از شر خود دور سازيد . ولى اين پند و اندرز عبد اللّه بن عمر نتيجهء دلخواه را نبخشيد و گوش شنوايى نيافت زيرا هواهاى آنان و طمعهايى كه داشتند آنان را بدين كار سوق داده بود و ارتشى متشكل از سه هزار جنگجو - بنا به آنچه برخى مورخين معتقدند - فراهم آوردند و به